“The Wilds” آمازون چیزهای فراتر از “ارباب مگس ها” است که با جنسیت جایگزین شده است



شیب آسانسور برای فیلم “The Wilds” آمازون پرایم ممکن است “This is the Lord of the Flies – اما براساس جنسیت تغییر کرده است!” همانطور که از این توصیف انتظار دارید ، این نمایش شامل بازتاب هایی در مورد مرد سالاری ، مردانگی سمی و حتی آداب برادری است. . اما “وحشی ها” شاید حتی از نظر تصورات استعماری ارباب مگس ها در مورد آنچه آنها را متمدن و غیر تمدن و بی نظم اما کاملا تخلیه می کند جالب تر باشند.

“وحشیان” عقاید استعمارگر ارباب مگس ها را در مورد آنچه وی را متمدن و غیر تمدن می کند ، در آغوش می کشند و بی فایده اما با کوشش آنها را تخلیه می کنند.

“وحشی ها” با 9 دختر نوجوان برای عقب نشینی برای توانمندسازی به هاوایی پرواز می کند. هواپیما به اقیانوس سقوط می کند و دختران باید دریابند که چگونه می توانند در میان بلایای طبیعی و درامات شخصی پناهگاه و غذا پیدا کنند. حداقل یک دختر نیز شک می کند که این جزیره همان چیزی نیست که به نظر می رسد و آنها توسط نیروهای سایه برای اهداف نامعلوم ایجاد شده اند.

ارباب مگس ها از ویلیام گلدینگ نیز داستان مشابهی دارد: هواپیمایی که تعدادی پسر انگلیسی را از مدارس مقدماتی حمل می کرد ، در آب سقوط می کند و بازماندگان راهی جزیره می شوند. مانند بسیاری از داستانهای استعماری ، این شامل مردان سفیدپوست انگلیسی است که در اراضی کشف نشده کاوش می کنند ، با هسته تاریکی که این استعمارگران ، با قطع تمدن ، به صورت کلیشه ای تحت استعمار وحشی قرار می گیرند. بدون نظارت بزرگسالان یا بهره مندی از نظم و انضباط انگلیسی ، پسران به سرعت عقب می روند ، یک بت مشرک غرق در خون را پرستش می کنند ، و به گروه های خصمانه و قاتل تقسیم می شوند.

https://www.youtube.com/watch؟v=tUQ2vMSQf4M

انزجار بسیار درست گلدینگ از آنچه ظاهراً بدوی است و چشم انداز او از انتقال تحقیرآمیز ، روایتی هیجان انگیز به رمان می بخشد. رو به رو شدن فرهنگ عالی و تمدن به سرعت در تلاش برای یک کابوس آتاویستی است.

“وحشی ها” داستان بسیار ساده ای است ، نه به دلیل اینکه سنگ محک اصلی آن ادبیات استعمار نیست ، بلکه برنامه های تلویزیونی واقعیت است. حتی لحظات اعترافاتی با دوربین نیز وجود دارد ، زیرا هر دختر در یک اتاق ناپسند توسط چندین محقق با لباس مصاحبه انجام شد. این مصاحبه ها ، پس از ترک دختران از جزیره ، در هر قسمت انجام می شود. این اعترافات همچنین شامل خاطرات زندگی شخصیت های اصلی قبل از سقوط هواپیما است. بنابراین هر قسمت ترکیبی از زندگی قبل ، بعد و بعد از جزیره است.

این ممکن است غیر ظریف به نظر برسد و همینطور هم هست. حتی آنچه را که به نظر می رسد نقطه اصلی تنش است ، تضعیف می کند. شما می دانید که برخی از دختران از همان صحنه های سخت آزمایش می کنند.

اما این رویکرد پیچیده مزایایی نیز دارد. به طور خاص ، تقارن شدیدی که گلدینگ بین تمدن و غیر تمدن ارائه می دهد ، هرگز در The Wild اثبات نمی شود. این نمایش خود را به عنوان یک درام صحنه ای و صحنه ای تحقق می بخشد و بنابراین خیال زنده ماندن ، بازگشت به طبیعت ، به عنوان یک خیال پردازی ارائه می شود. جزیره گلدینگ نشان می دهد که مرد واقعی یک انسان وحشی و بدوی است. اما در The Wild ، این جزیره فقط نوعی صحنه است که توسط افراد “متمدن” برای بزرگنمایی خود ، فلسفی ، فسق یا سادیستی ایجاد شده است. به عبارت دیگر ، این مانند یک واقعیت شو برای زنده ماندن است.

“وحشی ها” از ابتدا روشن است که این جزیره تمدن پوست نمی کند. اولین مونولوگ این مجموعه توسط لیا ویران شده (سارا کبوتر) است ، که برای محققان حقیر توضیح می دهد که او و دیگر بازماندگان قبلاً توسط یک فرهنگ مردسالار آسیب دیده اند که از دختران نوجوان قبل از اینکه از بهشت ​​ناپدید شوند متنفر است. گذشته نگری نشان می دهد که نه بازمانده با خشونت جنسی ، همجنس بازی ، والدین غایب ، والدین کنترل کننده ، اختلالات خوردن ، قلدرها ، قاتلان و حتی گاهی دوستان بدتر برخورد می کنند.

این برنامه ممکن است هفته بعد از مدرسه مانند یک مشکل نوجوان احساس شود. اما بازیگران به همان اندازه عالی هستند.

این نمایش گاهی اوقات در هفته ویژه بعد از مدرسه می تواند مانند یک مشکل نوجوانی احساس شود. اما بازیگران به همان اندازه عالی هستند و فیلمنامه نویسان به خوبی دوست داشتن شخصیت ها را حفظ می كنند ، حتی اگر آنها به طرز شفافی انتخاب های وحشتناكی می كنند كه شما را ترغیب به فریاد زدن روی صفحه می كند.

و برخی از پرتره ها به طرز چشمگیری حساس هستند. به عنوان مثال ، فاتین (صوفیا علی) نوجوانی نارس از نظر جنسی است که با قاطعیت از شرمندگی یا فتیش در نمایش خودداری می کند. در عوض ، وی سرانجام به دلیل احساس صریح و پرشور اخلاق جنسی توسط خانواده اش مجازات می شود. تجربه او نشان می دهد که پدرسالاری با دختران جوان سکسی خوب است ، اما در دختران جوان جنسی که ذهن خود و مرزهای خود را می دانند ، کمتر است.

فاتین جنوب آسیا است و تنوع نمایش به همان اندازه که برای تلنگر جنسیتی تفاوت دارد ، در مقایسه با گلدینگ مهم است. بیشتر کلاهبرداری ها افراد رنگی هستند. این به این معنی است که نمایندگی کافی وجود دارد که هیچ کس احساس نماد نمی کند یا مجبور است بار نمایندگی یک گروه کامل را به دوش بکشد.

به همان اندازه مهم ، با داشتن شخصیت های سفید در اقلیت ، دختران طرفدار تاریخ استعمار سفیدپوستان نیستند همانطور که پسران سفیدپوست در ارباب مگس ها هستند. در عوض ، “تمدن” جزیره ای آنها بدیهی است که از تمدن های زیادی تشکیل شده است. در کتاب گلدینگ ، فرهنگ سفید انگلیس فضای جدیدی را پر می کند. در “وحشی ها” گروه پیچیده ای از افراد مختلف از زمینه های مختلف با سنت های مختلف به جای کشف یکدیگر دیدار می کنند.

ارباب مگس ها درباره این است که چگونه ، وقتی تمدن از بین می رود ، پسران حیوان می شوند. هنجارهای غربی مانع از لیز خوردن مردان غربی در بربریت – یا حداقل تلاش برای آنها می شود. “وحشی ها” داستانی کاملاً پیچیده تر و مبهم تر درباره چگونگی دختران نوجوان ، به اصطلاح تمدن یک خطر است و – هنگامی که شامل دوستی و خواهر خواهی باشد – فرصتی است.


منبع: hero-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*