کوید مدارس کودکان آمریکایی را مختل کرد. این ممکن است فرصتی برای تغییر آنها به سمت بهتر باشد.


وقتی ویروس کرونا رخ داد ، یک شبه و با کمی آمادگی ، معلمان به دانش آموزان بصورت آنلاین آموزش می دادند. نتایج خوب نیستند ، همانطور که معلمان ، دانش آموزان و والدین در سراسر کشور می توانند این موضوع را تأیید کنند.

در حالی که اشتباهات در خلاف جهت یادگیری آنلاین انجام می شود ، اکثر شیوه هایی که نتوانسته اند دانش آموزان را درگیر خود کنند ، به سادگی چالش هایی را که سال ها وجود داشته برجسته می کنند.

اما در حالی که به نوبه خود در یادگیری آنلاین اشتباهاتی انجام شده است ، اما بیشتر شیوه هایی که نتوانسته اند دانش آموزان را درگیر خود کنند ، به سادگی چالش های سالهای متمادی را برجسته کرده اند. این دیدگاه جدید نشان می دهد که طراحی مجدد یادگیری کلاسهای سنتی مدتهاست که به تأخیر افتاده است.

ما برای دهه ها می دانیم که آموزش سنتی معلم مدار به دانش آموزان مستقل و خود انگیزه ای که در آینده تصور می کنیم ، به اندازه کافی نمی دهد. دانش آموزان به جای کسب مهارت های قرن بیست و یکم مانند تفکر انتقادی و خلاقانه ، حل مسئله و کارآفرینی – نوعی مهارت که کارفرمایان امروزی آن را می طلبند – معمولاً یاد می گیرند معلمان و کتابهای درسی خود را به تعویق بیندازند ، و آنها اطلاعاتی را که باید بدانند اختراع می کنند. برای آزمون و منعکس کننده ایده هایی است که معلمان آنها به آنها آموخته اند.

از آنجایی که روش های سنتی نتوانسته اند نتایج مورد نیاز خود را ارائه دهند ، ما باید به جای پذیرفتن وضع موجود و انجام همان موارد دیگر ، رویکرد جدیدی را در پیش بگیریم: یادگیری دانش آموز محور ، عملی. به جای اینکه دانش آموزان را وادار به پر کردن کاربرگ ها و به خاطر سپردن اطلاعات قابل تولید در آزمون ها کنیم ، می توانیم دانش آموزان را تشویق کنیم که خودشان فکر کنند. این روش یادگیری ایده جدیدی نیست ، اما ممکن است ایده ای باشد که سرانجام زمان آن فرا رسیده است.

در اوایل قرن 20 ، فیلسوف جان دیویی خاطر نشان كرد كه كودكان هنگامی كه درگیر تلاش و تجربه آموخته های خود هستند ، نه فقط به آنها گفته می شود كه چه فكر كنند ، با این كار بهتر می آموزند. او استدلال می کند که دعوت از دانش آموزان به تعامل و کاوش در محیط خود به انگیزه عمیق تر و یادگیری مداوم منجر می شود.

از دهه 1930 تا 1980 ، متفکران برجسته ای مانند ژان پیاژه ، لئو ویگوتسکی و جروم برونر به جنبش سازه گرایی پیوستند ، یک مکتب فکری که دانش آموزان را دنبال می کردند تا دانش خود را بسازند در حالی که بدنبال پاسخ س questionsالات بودند. ناشی از تجربه آنها ، به جای دریافت ساده اطلاعات از معلمان و سایر متخصصان. آنها استدلال کردند که آموزش باید به جای انکار یا مانع آن ، کنجکاوی طبیعی کودکان را دنبال کند.

اخیراً ، در سال 2010 ، محققان مهمی با حمایت مالی بنیاد بیل و ملیندا گیتس و دیگر خیرین بزرگ اجتماعی مجموعه ای از گزارش ها را برای حمایت از یادگیری دانش آموز محور برای دانش آموزان دبیرستان ، به ویژه دانش آموزان با بیشترین معلولیت تهیه کردند. موفقیت کم ، دانش آموزان و دانش آموزان بی تناسب رنگی در فقر.

با تشکر از این رهبران فکر ، شیوه های ریشه در یادگیری یادگیری مدار به شبکه های گسترده تری از معلمان می رسد. معلمانی که این آموزش را اتخاذ کرده اند اهمیت تأمین نیازهای اجتماعی و عاطفی دانش آموزان و همچنین اهداف یادگیری را تشخیص می دهند. آنها تکالیف مدرسه را تعیین می کنند که دانش آموزان در خارج از کلاس در محیط خانه انجام می دهند و باعث کاهش فاصله بین مدرسه و زندگی کودکان می شود ، که این امر می تواند مدرسه را بی ربط کند.

به عنوان مثال ، از مواد خانگی در پروژه های تحقیقاتی استفاده می شود. مطالعه زیست محیطی نیاز به پیاده روی در اطراف بلوک دارد. ستاره شناسی به آنچه دانشجویان شب هنگام از طریق پنجره های خود می بینند متکی است. این معلمان به دانش آموزان خود اعتماد دارند و آنها را ملزم به تکمیل کار به صورت جداگانه و در گروه های کوچک می کنند. آنها امتیازات را به نفع رتبه بندی جایگزین مانند پروژه ها و نوشتن مجله کاهش می دهند.

این راهکارها دانش آموزانی را ایجاد می کند که از یادگیری خود بهره مند می شوند و انتقادی می اندیشند. مهارت هایی که کسب می کنند ، آنها را برای موفقیت در تحصیلات عالی و شرایط کار ، جایی که ابتکار و تجزیه و تحلیل ارزش دارد ، آماده می کند.

با وجود این ، با وجود تمام شواهد یادگیری دانش آموز محور ، مدارس خصوصی که منابع بیشتری دارند و نوید آموزش شخصی برای هر دانش آموز را می دهند ، بسیار بیشتر از این آموزش استفاده می کنند. مدارس دولتی ، به ویژه مدارس در مناطق شهری و روستایی که منابع کافی ندارند ، در ایجاد شرایط برای یادگیری یادگیری محور با موانع عمده ای روبرو هستند.

برای مبتدیان ، بسیاری از معلمان مدارس دولتی همچنان آموزش می بینند تا به دانش آموزانی كه انتظار دارند آنچه لازم است بدانند ، در كلاس آموزش دهند. کسانی که به معلمان تدریس می کنند تمرکز خود را روی روش هایی قرار می دهند که معلم را قادر می سازد یادگیری در کلاس و دانش آموزان را کنترل کند. اما تأكید شدید بر مدیریت كلاس اغلب تلاش دانش آموزان برای درگیر كردن آزادانه آنها را تضعیف می كند.

معلمان که می توانند کلاس را کنترل کنند و انتظار انطباق را دارند ، ممکن است با این رویکرد جدید احساس ناامنی کنند. و دانش آموزان برای برآوردن انتظارات بالاتر و مسئولیت یادگیری خود به برنامه ریزی جدی برای برنامه ریزی نیاز دارند.

موانع جسمی نیز وجود دارد. با توجه به بزرگ بودن کلاسها ، معلمان اغلب اصرار دارند که همه دانش آموزان همزمان کار مشابهی انجام دهند ، رویکردی مخالف گروههای پیشرفت ، یادگیری مستقل و سایر ویژگیهای اصلی یادگیری دانش آموز محور. فضاهای کلاسی ، جایی که معلمان در گروههای بزرگ قرار دارند ، همچنین سلسله مراتب موجود برای نقشهای کاملاً مشخص برای معلمان و دانش آموزانی که فضای کمی برای جابجایی و جمع شدن دارند ، تقویت می شود. علاوه بر این ، دوره های استاندارد 45 یا 50 دقیقه ای مطالعه در مورد موضوعات خاص ، همکاری را دشوار می کند و فرصتی برای مطالعه دقیق تر نمی گذارد.

با این حال ، فشار آزمایش استاندارد احتمالاً بزرگترین مانع را ایجاد کرده است. از زمان قانونی که در سال 2002 هیچ کودکی پشت سر نگذاشته است ، برای اکثر نواحی مدارس ، توانایی پاسخگویی صحیح به س testالات آزمون ، یک برنامه درسی و دستورالعمل بوده است. مدارس خوب نمرات بالایی از امتحان دارند ، در حالی که والدین و سیاستمداران خواستار پاسخگویی و درخواست تعداد مشخصی هستند. که می توانید برای ارزیابی مدارس استفاده کنید.

با وجود تمام شواهد و مدارک مربوط به یادگیری دانش آموز محور ، مدارس خصوصی که منابع بیشتری دارند و نوید آموزش شخصی برای هر دانش آموز را می دهند ، بسیار بیشتر از این آموزش استفاده می کنند.

تحولی که همه گیری به ما تحمیل کرده است فرصتی ایده آل برای امتحان آموزش های مختلف بدون ترس از شکست ایجاد می کند. از آنجا که آزمایش در بسیاری از کشورها متوقف یا کاهش یافته است و نوار یادگیری آنلاین کم است ، خطرات آن زیاد نیست. بعلاوه ، هنگام تحصیل دانش آموزان در خانه ، محدودیت های جسمی کلاس برداشته شده است.

معلمان شاغل و مشتاق برای پشتیبانی می توانند از منابع آموزش مهارتها برای تحقیق و اجرای یادگیری مبتنی بر پروژه ، از همتایان در سراسر کشور و همچنین از متخصصان کمک بگیرند.

با توانمند سازی دانش آموزان برای تعریف برنامه های درسی خود ، به ویژه در این اوقات نامطمئن ، معلمان می توانند به آنها کمک کنند تا جهانی را که در کتاب های درسی آنها مشخص نیست ، درک کنند. وقتی آن زمان می گذرد و زمان بازگشت به کلاس است ، یادگیری هرگز مانند گذشته نخواهد بود.


منبع: hero-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*