[ad_1]

در شادترین فصل Clea DuVall ، کریستن استوارت در نقش ابی ، دانشجوی دکترای تاریخ هنر ، دوستش هارپر (مکنزی دیویس) برای کریسمس به خانه اش دعوت می کند. اگرچه در ابتدا تمایلی به رفتن نداشت ، ابی سپس تصمیم می گیرد که اگر قبول کند که دیدار مجدد با خانواده به خوبی پیش می رود ، او واقعاً از هارپر خواستگاری خواهد کرد – اما هارپر به ابی می گوید که او هنوز نزد والدینش نرفته است و هر دو باید درست جلوه دادن این یک رمان عاشقانه با پیچ و تاب عجیب و یک کمدی متعارف کریسمس است که فقط با محوریت داستان روی یک زوج لزبین ساخته می شود.

از سالهای “گرگ و میش” ، استوارت تصمیمات حرفه ای التقاطی گرفته است که از هند مانند “ابرهای سیلز ماریا” و “سبرگ” گرفته تا نرخ های بالاتر مانند شروع مجدد “فرشتگان چارلی در سال 2019” متفاوت است ، اما او هرگز به ویژه با کمدی های عاشقانه ارتباط نداشته است. با این حال ، دووال نویسنده و کارگردان بازیگری را می خواست که بتواند هم کار کمدی و هم درام را انجام دهد ، بنابراین وقتی او “خوشبخت ترین فصل” را روی صحنه برد ، برای ملاقات با استوارت به فرشتگان چارلی در آلمان پرواز کرد. . دووال درباره گفتگوهای اولیه با استوارت به ورایتی گفت: “من قبلاً او را می خواستم.” “اما پس از ملاقات با او ، نمی توانستم فیلم را با شخص دیگری تصور کنم.”

“شادترین فصل” از ابتدا توسط Sony Tri-Star Pictures پشتیبانی می شد و آماده بود تا اولین فیلم LGBTQ از یک استودیوی بزرگ هالیوود باشد که به عنوان یک وسیله نقلیه تجاری گسترده تولید می شود. اما با تجارت تئاتر در وضعیت تقریباً فعلی موجود ، سونی مجبور شد ادای احترام به بیماری همه گیر ویروس کرونا کند و “خوشبختترین فصل” هولو را بفروشد – جایی که سرویس پخش جریانی را در 25 نوامبر دریافت می کند. مصاحبه ، استوارت در مورد ایجاد رابطه ابی هارپر با دیویس و دووال ، چگونگی کار با دانیل لوی باعث شد که او بازی خود را بالا ببرد و این سوال پر از سوال که آیا فقط بازیگران همجنسگرا باید شخصیت های همجنسگرا را بازی کنند صحبت می کند.

من “خوشبخت ترین فصل” را برای سرگرمی پیدا کردم. چطور به سراغت آمد؟

کلیا او را فرستاد تا ببیند آیا می خواهم با او شریک شوم ، بقیه بازیگران را پیدا کنم و شروع به تعریف شخصیت و تبدیل او به چیزی بین ما دو نفره کنم. فکر کردم این یک پیشنهاد واقعاً سخاوتمندانه است زیرا وقتی فیلمنامه را می خواندم کاملاً شخصی به نظر می رسید – مثل داستانی که مدتها منتظر نقل آن بود.

ما در ابتدا جلسه ای داشتیم و من بلافاصله فهمیدم که با هم در آن شرکت خواهیم کرد و این چیزی است که منعکس کننده هر دو ما خواهد بود. و من همیشه او را دوست داشتم – من شوکه شدم که او در کار کمدی ، نوشتن چیزی خنده دار بسیار خوب است. من در تمام زندگی خودم خیلی جدی گرفتم ، منظورم را می فهمی؟ این فیلمنامه مرا واقعاً کنجکاو کرد.

شخصیت ابی را با هم خلق کردید؟

ابی کاملا تمیز است. ظاهراً او هر دو شخصیت را خیلی خوب می فهمد. اما ابی کاملاً مثل اوست ، مثل همه خصوصیات شخصی خود. هر بار که نیاز داشتم دوباره ابی را پیدا کنم و فقط خودم را متوقف کنم – که در این مورد انجام آن آسان بود – عملگرایی و صداقت مستقیم نسبت به کلیا وجود دارد ، که مانند من نیست ، که من واقعاً دوست داشتم آن را در رپرتوار قرار دهم از این مرد زوج زن عجیب و غریب برای توده ها ، که لزوما عادت به زندگی در خانه های خود برای کریسمس ندارند ، هرچه باشد ، من واقعاً دوست داشتم که این افراد کاملاً باتجربه و خودآگاه باشند. اگرچه داستان درباره شخصی است که با هویت خود کنار می آید ، اما هنوز هم فکر می کنم این دختران در خلا a یکدیگر را به طور ضمنی می شناسند. و گیج نیستند – پذیرش دیگران دشوارتر است.

من می خواستم این افراد قبل از شروع کار کامل شوند ، زیرا فیلم خیلی سریع شروع می شود. این می تواند چیزی شبیه به تجدید دیدار بین من و کلیا ، و همچنین دو تجربه ما ، شامل دوست یابی و ایده آلیست های عاشقانه باشد. و سپس افرادی هستند که کاملا عواملی ناجور هستند و در یک سناریوی خانوادگی جدید مهارت چندانی ندارند – برای تأکید بر کمدی موجود در این داستان.

بنابراین برای ارائه یک پاسخ بسیار ساده ، بسیار پیچیده ، شخصیت آنچنانی است و من مجاز به ارائه جنبه هایی از خودم هستم. من قطعاً از کیفیت زنگ او الهام گرفته ام – او خیلی مستقیم خودش را بیان می کند. او خواهد گفت ، “سلام ، حال شما چطور است؟ داشتم به تو فکر می کردم. “من یک نوع ارتباط جانبی هستم.

می خواستم به این زن و شوهر افتخار کنم. دوست داشتم مثل این باشم ، این افراد را دوست دارم. میدونی؟

دارم انجامش می دهم! آیا تا به حال کسی را که جینگلینگ و جذاب است بازی کرده اید؟ نمی توانستم به زمان دیگری فکر کنم.

نه ، فکر نمی کنم منظورم این است که شاید در زندگی واقعی من – مثل اینکه مطمئناً صحبت می کنم. جذاب ، همیشه در تلاش. اما نه. در یک فیلم نیست.

شما ، کلیا و مکنزی دیویس چه گفتگویی درباره این رابطه داشته اید؟

ما فهمیدیم که مکنزی در آستین ما یک آس است. من واقعاً نمی توانستم تصور کنم کسی که نیمی از فیلم را از دست ندهد ، مانند: “خوب ، من از اینجا پادشاه هستم!” او این طبیعت باز ، بسیار مهربان ، آگاهانه و قابل تحسین را دارد. نمی توانم از این مرد عصبانی شوم! مانند ، من واقعاً او را خیلی دوست دارم.

او در ابتدای فیلم به عنوان شخصی که احساس می کند تسهیلگر من است ، به تصویر کشیده شده است. و سپس ناگهان او به شخصی تبدیل می شود که واقعاً فاقد آن اعتماد به نفس است و واقعاً صادق نیست و حتی از راه دور هم کسی را که ابی فکر می کرد در ابتدا است منعکس نمی کند. این یک افشاگری آزار دهنده است. البته ، مخاطبان باید از اینکه ممکن است جمع نشوند ، هراس داشته باشند ، اما این یک زن رومی است – آنها دوباره جمع می شوند!

موضوع من این است ، من هرگز نمی خواستم وابستگی خود را به او از دست بدهم. من هرگز دوست نداشتم مردم اینگونه باشند: “راستش او باید زودتر گله ها را جمع کند – مثل او!” من مرتباً به Clea می گفتم: “فکر نمی کنی من می خواهم بروم و مثل این بگویم:” هی؟ عزیزم حالت خوبه و او مثل “نه!” شما از او عصبانی هستید! “ما واقعاً با دقت و دقت زیادی از آن عبور کردیم تا رابطه آنقدر پایدار باشد که در واقع بتواند در برابر چیزی آسیب زا مقاومت کند. زیرا ، اگر داستان را به آنچه واقعاً در آن است تقلیل دهید ، این یک زن بزرگسال است ، مانند یک زن 31 ساله که با خانواده اش بیرون می رود. منظور من ، به طور کلی ، قابل توجه است. و از نظر سرعت این رشد بسیار قابل توجه است – ما همین چند سال پیش فیلمی مثل این نداشتیم. و حالا ، اگر مجبور باشید به کسی 10 سال کوچکتر از من بگویید که ما در حال ساخت فیلم فیلم دختری هستیم که وقتی 30 ساله بود با پدر و مادرش بیرون می رود ، آنها می گفتند: “چی؟ این دیوانه است “

واقعیت این است که این افراد همیشه احساس کرده اند که در یک رابطه واقعی بوده اند و آنها با هم پیروز شده اند – این فقط به دلیل عجیب بودن اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

شما و دن لوی با هم – طلای خالص. چگونه این پویایی را ایجاد کردید؟

کلاه Clea برای دیدن پتانسیل این پویایی و سپس انرژی Dan چیزی است که به راحتی قابل ارتقا است. من تمایل به کندی دارم ، از نظر احساسی صحبت می کنم. نمی دانم این به خاطر عصبی بودن من است – یا کی می داند – اما گاهی اوقات کمی غرق می شوم. در کمدی ، این فقط خوب نیست. و من نمی توانستم این کار را با او انجام دهم! فقط احساس می کردم می خواهم ادامه دهم.

لحظه ای که او به من نگاه می کند و داستان بیرون آمدن خود را توصیف می کند و من را تشویق می کند تا درک کنم از نظر دیگری دشوار است – او احساس می کند تاریخی است. من مثل این هستم ، ما در یک فیلم هستیم ، اما در فیلم نیز هستیم! ما در سال 2020 هستیم و می خواهیم بگوییم که در این صحنه او فقط احساس خیلی متفاوت و باحالی می کند. من از اینکه در کنار او بوده ام خیلی احساس خوشحالی می کنم. در این مرحله ، این مانند یک فرصت نادر برای احساس است – لعنت ، ما قطعا یک پرچم کوچک در آنجا قرار می دهیم.

کاملا. این فیلم بسیار هوشمندانه ای است زیرا از نظر کمدی رمانتیک بودن و کمدی تعطیلات بسیار متعارف است. اما فقط این واقعیت که یک فیلم تعطیلات لزبین است ، سیاسی و مهم می شود. آیا هنگام فیلمبرداری احساسی نسبت به آن داشتید؟

کاملا. من واقعاً Clea را تحسین می کنم که تحریک کننده نبوده و نسبت به دنیا واکنش نشان نمی دهد – و کاری دوستانه انجام می دهد. من آنقدر خوشحال شدم که به چیزی دعوت شدم که به دلیل نداشتن اصطلاح بهتر ، سبزیجات را پنهان می کرد. چون فکر نمی کنم ما مزخرفات را پنهان کنیم. کاملاً واضح است که ما چه می گوییم.

در عین حال ، به سادگی به گونه ای ارائه می شود که کاملاً مخالف است ، متفاوت از چیزی که احساس ترس یا عصبانیت می کند. احساس جلو و باز بودن دارد. منظورم این است که لازم نیست مثل سیاست اغراق آمیز باشد!

الان کاملاً واقعی به نظر می رسد. من کمی چالش و عصبانیت و یک قرار گرفتن در معرض خشن واقعی را دوست دارم. اما در این مورد – این واقعیت که شما با تلفن تماس گرفتید و گفتید این یک “لذت” است ، از شنیدن این موضوع بسیار خوشحالم. زیرا این هدف بود.

افراد زیادی وجود دارند که فکر می کنند برای بازیگران همجنسگرا بازی در نقش شخصیتهای همجنسگرایان مهم است ، بعد از گذشت این همه سال اینطور نیست. موضع شما در مورد این موضوع چیست؟

همیشه در موردش فکر میکنم. از آنجا که من به کار بسیار دسترسی داشتم ، فقط با چنین فراوانی خلاقانه زندگی کردم. می دانید ، یک دختر سفیدپوست جوان که صاف بود و بعداً بعداً همجنسگرا بود و نوعی لاغر است – می دانید چه می گویم؟ آنقدر اعتراف می کنم که تازه کارم را شروع کردم.

من هرگز نمی خواهم داستانی را تعریف کنم که واقعاً احتیاج دارد کسی آن تجربه را داشته باشد. با گفتن این سخنان ، این مکالمه لغزنده است زیرا بدان معناست که اگر همه را مطابق قانون این قانون خاص نگه دارم ، هرگز نمی توانم شخصیت مستقیم دیگری را بازی کنم. من فکر می کنم این یک منطقه خاکستری است. روش هایی برای مردان برای گفتن داستان های زنان یا روش هایی برای زنان برای گفتن داستان های مردان وجود دارد. اما ما باید انگشت خود را روی نبض نگه داریم و در واقع مراقبت کنیم. به نوعی می دانید که کجا مجاز هستید. منظورم این است که اگر شما در مورد یک جامعه داستان می گویید و آنها از شما استقبال نمی کنند ، بیرون بروید. اما اگر آنها باشند و شما متحد و بخشی از آن شوید و چیزی در وهله اول شما را به وجود آورده است که شما را از استعدادی منحصر به فرد برخوردار می کند که ممکن است ارزشمند باشد ، یادگیری درباره یکدیگر اشکالی ندارد. و بنابراین برای کمک به یکدیگر در قصه گویی. بنابراین من پاسخ مطمئنی برای آن ندارم.

من خواهم گفت ، مکنزی کسی نیست که خود را به عنوان یک لزبین معرفی کند. او تنها شخصی در ذهن من بود که می توانست با من بازی کند. اگر بخواهم صریح بگویم ، فقط گروه خاصی از افراد جذب شما می شوند. من می توانم از آن دفاع کنم ، اما مطمئن هستم کسی با دیدگاه متفاوت می تواند احساس بدی به من بدهد – و سپس مرا وادار می کند از هرچه گفتم صرف نظر کنم. من جهانی را که در آن زندگی می کنیم تشخیص می دهم. و من مطلقاً هرگز نمی خواهم از فرصت شخص دیگری برای انجام چنین کاری استفاده کنم – از این بابت وحشتناک خواهم شد.

جواب من این است – پادشاه به آنچه می کنید فکر کنید! و احمق نباش

NBC Out را دنبال کنید توییتر، فیس بوک و اینستاگرام



[ad_2]

منبع: hero-news.ir