[ad_1]

دیگو مارادونا شاید بزرگترین بازیکنی باشد که تا به حال توپ فوتبال را لگد زده است. با این حال این امر تا آنجا پیش می رود که فوران جهانی غم و اندوه هنگام مرگ وی در این هفته را توضیح دهد.

برخی می گویند پله برزیل جام های بیشتری کسب کرده است ، یا اینکه لیونل مسی آرژانتینی و کریستیانو رونالدو پرتغالی به سطح مهارت های قابل مقایسه رسیده اند.

اما هیچ کس مانند مارادونا – “el pibe de oro” یا “بچه طلایی” – که از باریوهای فقیر بوینس آیرس برخاسته و به یک نماد بین المللی واقعی تبدیل شده است ، وجود ندارد.

جان اسمیت ، نماینده برجسته ورزشی انگلیس که بین سالهای 1986 تا 1991 نماینده مارادونا بود ، به NBC News گفت: “او از این ورزش پیشی گرفت.”

وی افزود: “او به گوشه های بسیار تاریکی رفت ، اما داستان برای دیه گو مطلوب خواهد بود زیرا استعداد او بسیار عالی بود و او هرگز تمایل خود را برای کمک به مرد فقیر از دست نداد.”

مارادونا روز پنجشنبه پس از گذراندن روز در یک کشور پیشرفته در کازا روزادا ، کاخ ریاست جمهوری آرژانتین به خاک سپرده شد. سحرگاهان برای دیدن جنازه او صف کشیدن شروع کردند ، وقتی پلیس تلاش کرد تا بازدید 12 ساعته قبل از بیداری را خاتمه دهد ، برخی از آنها نافرمانی کردند. هواداران بطری و سنگ پرتاب کردند و پلیس ضد شورش با گلوله های لاستیکی ، بنزین و توپ آب به آنها واکنش نشان داد.

این یک لحظه تب آور در طول یک سوگواری سه روزه برای ملت 45 میلیون نفر بود. ده ها هزار نفر از مردم خیابان ها را پر کرده اند و در خانه کودکی مارادونا و تیم سابق بوکاجونیورز گل و پیام گذاشته اند.

پاپ فرانسیس متولد آرژانتین به احترام پیوست. و روزنامه فرانسوی L’Équipe در میان صفحات نخست جهان با عنوان: “خدا مرده است” برجسته شد.

غیرممکن است که به ورزشکار دیگری فکر کنیم که مرگ او واکنش جهانی مشابهی داشته باشد ، ورزشی که مناسب یک فوتبالیست ، یک ستاره راک و یک رهبر مذهبی باشد. مارادونا بعنوان نابغه ای محبوبترین ورزش جهان را مورد لطف خود قرار می داد. او همچنین یک قهرمان عمیقا انسانی و ناقص بود که در تقابل با ورزشکارانی است که اغلب بازی مدرن را تعریف می کنند.

افسانه مارادونا حتی از این قدرتمندتر است که او چیزی مانند یک پیشگویی را در یک کتاب داستان در کشورش تحقق بخشید – فقط برای این موفقیت اجازه سقوط او را داد.

ریشه اسطوره مارادونا در دهه 1880 ریشه دارد ، زمانی که انگلیسی ها که در آرژانتین ایستادگی می کردند ، ملت جوان آمریکای جنوبی را به فوتبال معرفی کردند.

ادواردو پی آرکتت ، انسان شناس آرژانتینی در مقاله 2001 می نویسد ، تاکتیک های انگلیس به “قدرت” و “قدرت بدنی” متکی بودند ، اما به زودی سبک جدیدی در کشور تحت تأثیر “فردی گرا ، بی نظم” لاتین ، زیرک و زرنگ ظاهر شد.

برنامه NBC News را برای اخبار و سیاست های فعلی بارگیری کنید

آرچتی گفت ، روح بازی آرژانتین حول ایده “pibe” – یک بچه خیابان کثیف در زمین های باریک و بدون پوشش در میان ساختمانهای پیچ و خم بازی می کرد. مارادونا به تجسم کامل این تصویر تبدیل شد ، قاب 5 اینچی پرتحرک و مهارت رعد و برق او همراه با لبه های خشن که هرگز صاف نمی شوند ، حتی وقتی به یک سوپراستار جهانی دست یافت

اوج این افسانه سازی در جام جهانی 1986 بود ، که او تقریباً به تنهایی با یک سری نمایش های مجازی موفق به کسب آن شد. مرحله یک چهارم نهایی برابر انگلیس بود ، فقط چهار سال پس از آنکه انگلستان در جنگ فالکلند آرژانتین را شکست داد.

دیگو مارادونا جام جهانی 1986 را پس از شکست 3-2 آلمان غربی در فینال در ورزشگاه آتزکا در مکزیکو سیتی برگزار کرد.کارلو فومگالی / AP

مارادونا از ادعاهای کشورش در مورد جزایر مورد مناقشه فالکلند یا جزیره مالویناس دفاع می کند. سیاستمداران چپ او دیدند که او با رهبرانی مانند ونزوئلائی هوگو چاوز و فیدل کاسترو از کوبا که مارادونا چهره آنها را در کنار انقلابی آمریکای لاتین چه گوارا روی بدن خود خال کوبی کرده بود ، دوست شد.

این پیش زمینه فالکلند به بازی آرژانتین و انگلیس یک مزیت سیاسی و قبیله ای وحشی می بخشد. این خیلی فراتر از فوتبال بود که مارادونا دو بار گلزنی کرد ، ابتدا با “دست خدا” معروف خود – توپ را بدون توجه داور به تور مشت کرد – و سپس شاید با یکی از بزرگترین گلهای فردی تمام دوران ، پرش از نیمه آخر تیم انگلیس.

در این مرحله ، مارادونا با تنها ورود به صفوف انگلیسی ، مارادونا بار دیگر همان جوجه تیغی خیابانی بود که تخیل آرژانتینی یک شخص بیرحم و سرکوبگر را تلافی می کرد و در برابر قدرت استعمار سابق تلافی می کرد.

این او را به سطح ستاره ای جدید منجنیق می کند.

این تیم همچنین “بازی ای بود که به از بین بردن زندگی او کمک می کند زیرا او را در سطح یک خدا قرار می دهد” ، تیم ویکری ، کارشناس و روزنامه نگار فوتبال آمریکای جنوبی ، پادکست نام پیراهن برزیل را گفت چهارشنبه “هیچ کس نباید در سطح خدایی قرار گیرد. ما فقط برای این کار خلق نشده ایم ، بلکه ما انسان هستیم – و او مطمئناً برای این کار خلق نشده است.”

عزاداری روز چهارشنبه مقابل استادیوم دیگو آرماندو مارادونا در بوینس آیرس.مارتین ویار / رویترز

در حالی که بین سالهای 1984 و 1991 در ناپل بود ، بهترین فوتبال دوران حرفه ای خود را تولید کرد. وی همچنین اعتراف کرد که احساس خفگی می کند.

وی در آن زمان گفت: “این شهر عالی است ، اما نفس کشیدن سخت است.” “من می خواهم آزاد باشم تا راه بروم. من مثل هر پسر دیگری پسر هستم.”

اسمیت ، که کتاب “معامله: درون دنیای یک فوق عاملی” را نوشت ، یادآوری می کند که مجبور شد مجوز ویژه ای از پلیس شهر برای روشن کردن چراغ قرمز از مارادونا بگیرد ، زیرا طرفداران دیوانه به طور معمول شکنجه و غرق می شوند. مجموعه فراری او.

وی به دلیل ارتباط با سندیکا جنایی کامورا در این شهر به یک عادت کوکائین مبتلا شده و شهرت وی خدشه دار شده است. او در سه آزمایش دارویی شکست خواهد خورد: اولین آزمایش در سال 1991 ، که داستان ناپل را با رسوائی به پایان رساند ، آخرین آزمایش در سال 1997 ، که نشان دهنده پایان کار 37 ساله او است.

وی پس از بازنشستگی به دلیل تیراندازی با اسلحه بادی به روزنامه نگاران ، حکم حبس تعلیقی را دریافت کرد. او سالها از پذیرفتن اینکه پدر پسرش است امتناع ورزید و بعداً از دو دخترش دور شد. و او را به خشونت خانگی متهم کردند.

وی پس از حباب زدن وزن خود ، دو بار بای پس معده داشت و حداقل یک حمله قلبی قبل از حادثه ای داشت که در 60 سالگی باعث مرگ وی شد. دو هفته قبل ، او پس از عمل جراحی برای خونریزی از مغز ، از بیمارستان مرخص شده و مستقیماً به کلینیک بازیابی الکل مراجعه کرده بود.

او به ندرت مدام از اشتباهات خود جلوگیری می کرد. در بازگشت به ورزشگاه بوکا جونیورز در لا بمبونرا برای خداحافظی در سال 2001 ، او به جمعیت گفت که امیدوار است اشتباهاتش به تأثیر او در فوتبال آسیب نرساند.

“به آنها گفت:” La pelota no se mancha ، “توپ هیچ خاکی نشان نمی دهد.”



[ad_2]

منبع: hero-news.ir