دور دوم انتخابات گرجستان در مجلس سنا نشان می دهد که دموکرات ها به پیام جدیدی در مورد سوسیالیسم نیاز دارند. در اینجا آنچه باید انجام شود



کلمه “سوسیالیسم” بیش از یک قرن است که برای ایجاد وحشت در میان آمریکایی ها و دفاع از منافع افراد بسیار ثروتمند استفاده می شود ، و آنچه را فرانکلین دی. روزولت می نامد “ترس از خود – وحشت بی نام ، بی دلیل ، بی دلیل” نامگذاری شده است. “

اگرچه اتهامات هربرت هوور در آستانه انتخابات 1932 مبنی بر اینکه دموکرات ها “همان فلسفه حکومتی را داشتند که تمام اروپا را مسموم کرد. آنها بخارات دیگ جادوگری بودند که در روسیه جوشیدند “، سپس جذابیت کمی پیدا کردند و دونالد ترامپ ، رئیس جمهور و دیگر جمهوری خواهان ، در گسترش چنین ترس هایی اکنون موفقیت چشمگیری داشته اند.

از دست دادن ترامپ در ماه نوامبر سر و صدا را آرام نکرد: در سخنرانی اخیر مبارزات انتخاباتی خود در حمایت از انتخابات دور دوم ، سناتور دیوید پوردو ، R-Ga ، به گرجی ها گفت كه او و كلی لوفلر ، سناتور جمهوری خواه ، همه بین آمریکا و “برنامه رادیکال سوسیالیستی”.

دموکرات ها به یک مخالفت م toثر با “سوسیالیسم” – ترجیحاً قبل از انتخابات حساس در 5 ژانویه در گرجستان – و همچنین راهی برای متحد کردن بال های مترقی و میانه رو خود نیاز دارند. اما برای دستیابی به هر دو هدف ، چیزی که حزب مدتهاست از آن بی اطلاع است مورد نیاز خواهد بود: اعلامیه ها.

دموکراتها باید با نشان دادن منظور جمهوری خواهان از “سوسیالیسم” و دادن نامی به جمهوری خواهان که تصور می کند چه چیزی را تصور می کنند ، به آمریکاییان خشمگین شوند.

یک نقطه شروع ضروری ، هرچند ناکافی این خواهد بود که برای رأی دهندگان روشن شود آنچه جمهوری خواهان به عنوان “سوسیالیسم” آن را محکوم می کنند چیزی شبیه به سیستم های کنونی در کوبا یا ونزوئلا یا سیستم های قدیمی در اتحاد جماهیر شوروی ، چین و اروپای شرقی نیست. (نظرسنجی های اساسی فلوریدا به شدت نشان می دهد که این گزارش ها در سال 2020 چقدر م wereثر بوده اند.) بلکه آنچه جمهوری خواهان به عنوان “سوسیالیسم” محکوم می کنند ، مجموعه ای از سیاست ها است که اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها به شدت از آن پشتیبانی می کنند – و قبلاً از آنها استفاده می کردند در حال استفاده از

“سوسیالیسم” ادعایی که دموکراتها از آن پشتیبانی می کنند شامل ارتش ، پلیس و آتش نشانی ، مدارس دولتی ، جاده ها ، اداره پست ، تأمین اجتماعی ، مدیکر ، قانون مراقبت مقرون به صرفه است ، که ثروتمندان را ملزم به پرداخت سهم عادلانه مالیات خود می کند ، مبارزه با تغییر اوضاع ، محافظت از همه ما در برابر غذای آلوده ، کنترل تحقیقات اساسی و اطمینان از ایمن و موثر بودن داروها – و واکسن ها.

این دسته دوم هر دو در مبارزه با همه گیری کنونی نقش مهمی دارند و نمایانگر نمایشی از طول پوچ است که در آن برخی جمهوری خواهان مایل به مبارزه با آنچه “سوسیالیسم” می دانند هستند.

به عنوان مثال ، آمیتی شلایس در گچ خود علیه “سوسیالیسم” در “معاملات جدید” ، “مرد فراموش شده” در سال 2007 ، از سازمان غذا و دارو به عنوان سرقت ظالمانه عملکردی که معمولاً توسط بخش خصوصی ارائه می شود – کنترل کیفیت. بازار با مواد غذایی و داروهایی که باعث کشته شدن مردم می شود چگونه برخورد خواهد کرد؟ پس از مرگ افراد کافی ، بازماندگان خرید این محصولات را متوقف می کنند و شرکت ها مجبور به تولید محصولاتی می شوند که مصرف کنندگان آنها را زنده نگه می دارد.

دموکرات ها به یک مخالفت م toثر با “سوسیالیسم” و همچنین راهی برای متحد کردن بال های مترقی و معتدل خود نیاز دارند.

به این ترتیب ، دموکرات ها باید با نشان دادن حقیقت منظور جمهوری خواهان از “سوسیالیسم” و دادن نامی به جمهوری خواهان ، که واقعاً آنچه را که آنها باور دارند ، به دست آمریکایی ها برسانند. آنها می خواهند شرکتهای بزرگ و میلیاردرها آزادانه بتوانند بیشتر ثروت کشور را جمع کنند بدون اینکه نگران باشند که بقیه مردم چقدر ممکن است زندگی کنند – یا اینکه آیا آنها اصلاً زندگی می کنند.

در حقیقت ، آنها تجسم امروزی از مردان خودخواه عصر طلاکاری هستند ، که آنها را داروینیست اجتماعی خوانده اند – اما از آنجا که حتی داروینیسم آنها نیز به نیازهای جامعه مربوط نیست ، بگذارید آنها را داروینیست ضد اجتماعی بنامیم.

از همه مهمتر ، دموکراتها باید نام خود را برای رویکرد اقتصادی خود شروع کنند ، که هم جذاب باشد و هم بر آنچه واقعاً تأکید دارد – نه سوسیالیسم ، بلکه سرمایه داری با کنترل و تعادل.

الگوی رویکرد اقتصادی مورد نیاز ما را می توان در سیستم سیاسی ایجاد شده توسط پدران مسس در سال 1787 مشاهده کرد. اگرچه آنها این روش را دقیقاً به همان روشی بیان نکردند ، اما بنیانگذاران آمریکایی تا حد زیادی مزایا و خطرات ذاتی دموکراسی را درک کردند. به همان روشی که وینستون چرچیل در سال 1947 گفت ، “هیچ کس وانمود نمی کند که دموکراسی کامل یا همه جانبه است. در حقیقت ، گفته شده است که دموکراسی بدترین شکل دولت است – به استثنای همه اشکال دیگر که امتحان شده است. “

در حالی که بیشتر مردانی که با قانون اساسی آمریکا مذاکره می کردند معتقد بودند که دموکراسی “کمترین بدترین” سیستم سیاسی است ، آنها به کمبودهای ذاتی آن از جمله تهدید یک عوام فریبی غیرمرتبط گمراه کننده بسیاری از مردم توجه زیادی داشتند. بر این اساس ، آنها سیستمی مبتنی بر دموکراسی ، اما با کنترل و تعادل متنوع ، ایجاد کرده اند تا گرایش آن به تولید افراط و تفریط خطرناک را محدود کنند.

آنچه جمهوری خواهان اکنون “سوسیالیسم” اعلام می کنند ، اصل معاملات جدید بود.

آنچه دموکرات ها باید انجام دهند این است که در سیستم اقتصادی ما خردی را بکار گیرند که بنیانگذاران برای ایجاد سیستم سیاسی آمریکا استفاده کردند. برخلاف آنچه بیشتر جمهوری خواهان به ما می گویند ، هیچ کس نباید وانمود کند که سرمایه داری لجام گسیخته کامل یا جهانی است. در میان سیستم های اقتصادی آزمایش شده ، سرمایه داری “حداقل بد” است – و داشتن یک سیستم بازار اساسی ضروری است.

اما داشتن و استفاده از مجموعه ای از کنترل ها و توازن های اقتصادی – مانند مقررات و مالیات – نیز امری حیاتی است که به ما امکان می دهد از فراوانی بازار لذت ببریم بدون اینکه آن را در دستان حساب های مالی تعداد کمی از مردم خود ببینیم ، در حالی که طبقه متوسط ​​خشک می شود و افراد فقیر در فقر گرفتار می مانند.

دقیق ترین اصطلاح برای این رویکرد “اقتصاد مشروطه” است. متأسفانه ، جیمز ام بوکانان ، اقتصاددان افراطی ضد دولت ، نام آن را به طور نامناسبی در دستور کار خود قرار داد که کاملا متفاوت بود ، همانطور که نانسی مک لین به درستی آن را در کتاب “دموکراسی در زنجیر” ، “صرفه جویی در سرمایه داری از دموکراسی به طور دائم” عنوان کرد.

بنابراین ، برای جلوگیری از برخی سردرگمی ها ، می توان در عوض روش اقتصادی دموکراتیک را مشروطیت اقتصادی نامید.

و گرچه این نام تازه خواهد بود ، اما این رویکرد جدید نیست.

هیچ کس نباید وانمود کند که سرمایه داری لجام گسیخته کامل یا همه جانبه است.

پس از آنکه احترام به بازار کنترل نشده در دهه 1920 اقتصاد را به رکود بزرگ سوق داد ، روزولت از این تکنیک اقتصادی برای مقابله با بحران استفاده کرد. در واقع ، روزولت در یک سخنرانی در کلاب جامعه بریتانیا در سانفرانسیسکو در جریان مبارزات انتخاباتی خود برای ریاست جمهوری در سال 1932 ، خواستار “نظم قانون اساسی اقتصادی” برای اطمینان از “تعادل” شد.

بیش از چهار سال بعد ، در دومین سخنرانی افتتاحیه خود در سال 1937 ، FDR گفت: “ما باید کنترل عملی بر نیروهای اقتصادی نابینا و مردان خودخواه کورکورانه پیدا کنیم” و تلاش های New Deal را به طور مستقیم به قانون اساسی تنظیم شده در فیلادلفیا 150 سال زودتر. روزولت گفت: “ما همیشه می دانسته ایم که منافع شخصی سهل انگارانه اخلاقی بد است.” “اکنون می دانیم که اقتصاد بدی است.” پیروی از این اصل ، “نیودیل” با جلوگیری از افراط های ذاتی خود ، سرمایه داری را نجات داد.

آنچه جمهوری خواهان اکنون “سوسیالیسم” اعلام می کنند ، جوهره معامله جدید بود. اقتصاددان جان کنت گالبرایت آن را “نیروی جبران کننده” در کتاب 1957 سرمایه داری آمریکا خواند. سناتور الیزابت وارن ، اهل ماساچوست ، اکنون آن را “سرمایه داری با قوانین” می نامد.

در واقع رویکرد دموکرات ها به جای “سوسیالیسم” صرفاً استفاده از نبوغ بنیانگذاران آمریکایی در اقتصاد است – و راهی برای بازگرداندن سرمایه داری به سلامتی.

نسخه آنچه که امروز بر اقتصاد بدن تأثیر می گذارد ، موازی با نسخه ای است که توسط یک میهن پرست محترم که در سال 1787 در فیلادلفیا ملاقات کردند ، برای یک نهاد سیاسی نوشته شده است. سیستم سیاسی جیمز مدیسون و عمل متعادل کننده عمل گرایانه فرانکلین روزولت را در بدترین اقتصاد فعلی ما اعمال می کند.

و آمریکایی تر چیست؟ این حتی ممکن است بخشی از سخنرانی رئیس جمهور جو بایدن باشد – اما برای اینکه او را قادر به عملی ساختن آن کند ، باید از قبل در مسابقات خروج در سنای جورجیا استفاده شود.


منبع: hero-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*