[ad_1]

روز چهارشنبه ، مگان ، دوشس ساسکس ، در نسخه دلخراش خود از نیویورک تایمز ، فاش کرد که در یک سال آسیب شدید ملی و جهانی دچار سقط جنین شده است. وی نوشت: “از درد از دست دادن من ، شوهرم و من دریافتیم كه در یك اتاق 100 نفره ، 10 تا 20 نفر از آنها سقط می كنند.” “و علی رغم ویژگی مشترک خیره کننده این درد ، گفتگو همچنان تابو است ، آغشته به شرم (غیر موجه) ، و چرخه عزاداری تنها را ادامه می دهد.”

این داستانهای عمومی درباره یک نتیجه خصوصی و دردناک بارداری بدون شک به تخریب لکه ننگ و شرم بارداری و از دست دادن نوزادان کمک می کند.

ماه گذشته ، کریسی تیگن در مقاله ای در مورد Medium که حدود یک ماه پس از مرگ پسرش جک منتشر شد ، خطاب به کسانی که او را به خاطر به اشتراک گذاشتن عکس های صمیمی از دست دادن بارداری خود محکوم کردند ، نوشت: “من آن را تجربه کردم ، تصمیم گرفتم انجام دهید ، و بیشتر از همه ، این تصاویر برای کسی نیست جز افرادی که این زندگی را کرده اند یا آنقدر کنجکاو هستند که تعجب کنند که چنین چیزی چیست “

این داستانهای عمومی درباره یک نتیجه خصوصی و دردناک بارداری بدون شک به تخریب لکه ننگ و شرم بارداری و از دست دادن نوزادان کمک می کند. هنگامی که اکثریت آمریکایی ها هنوز به افسانه های سقط جنین اعتقاد دارند – از حالت کلی تا علت – صحبت صریح و معتبر در مورد این تجربیات همچنان به مردم در مورد تولید مثل به طور کلی و از دست دادن بارداری به طور خاص آموزش می دهد. این امر به ویژه در مورد کسانی که دارای سیستم عامل های بزرگ و ارز فرهنگی هستند صدق می کند.

اما شرمساری که زنان (و مردان) هنوز از سقط جنین احساس می کنند ، چیزی قوی تر و ناپسندتر از جهل است. تا زمانی که ما برای مقابله با ننگ سقط جنین کار و تلاش نکنیم ، هرگز نمی توانیم محکومیت کسانی را که از نظر جسمی قادر به تحمل بارداری مطلوب برای مدت زمانی نیستند ، متوقف نکنیم.

من بعنوان فردی که هم سقط جنین داشته و هم سقط جنین (و همچنین دو تولد زنده) داشته ام ، روشهایی را مشاهده کردم که کلاله سقط جنین و کلاله از دست دادن بارداری به موازات همدیگر بوده و اغلب از یکدیگر تغذیه می کنند. دلایل مختلفی برای این امر وجود دارد ، اما یک دلیل عمده مربوط به فشار فرهنگی و اجتماعی برای تولید مثل زنان است. هنگامی که بدن ما حاملگی را تحمل نمی کند ، این فشار می تواند به گناه تبدیل شود.

بیش از شش سال پیش ، من در 19 بارداری بارداری یک دوقلو از دست دادم تا پس از زنده ماندن فرزند دیگر پسرم را به دنیا بیاورم. در آن لحظه ، گناه شادی را کاهش داد. احساس می کردم بدنم با نقص به دنیا آمده است. باید مشکلی با من روبرو شود تا بدن من فقط یک میوه بدهد نه دو بار. آیا او می دانست آنچه را که نمی خواستم به خودم اعتراف کنم – اینکه من مجهز نبودم مادر دو قلو باشم؟

چنین اعتقادی از انگ و قضاوت درباره سقط جنین پشتیبانی می کند. اگر شخصی که در وهله اول رحم دارد نمی خواهد باردار شود یا باردار شود ، مشکلی برای او پیش می آید. این قطعاً همان چیزی است که بسیاری از افراد به اصطلاح فکر می کردند. دوستان مسیحی وقتی داستانم را در مورد سقط جنین علناً گفتم. من قاتل و گناهکار خوانده شدم ، سقط جنین من با هدف آناتومیکی من که خدا داده بود در تضاد است. در حقیقت ، من از نظر جسمی شکسته نبودم بلکه از نظر روحی شکسته نبودم.

این اعتقاد منسوخ و جنسیتی که تمام زنان به سرنوشت خود تولید می کنند – و باید آنها نیز بخواهند – تنها چیزی نیست که به سقط جنین و ننگ سقط جنین دامن می زند. ما همچنین باید از این ایده خلاص شویم که صحبت در مورد عملکردهای بدن یا سلامت جنسی به نوعی بی ادبانه ، خودخواهانه یا چشمگیر است. این همان نوع استدلالی است که دهه ها برای سرکوب و سکوت سایر اقلیت ها (به ویژه افراد در جوامع LGBTQ) مورد استفاده قرار گرفته است. گفتن به مردم که نمی توانند در برابر تجارب خود باز باشند هیچ کس فایده ای ندارد – به جز شاید پدرسالار. از همه مهمتر ، گفتن به مردم که نمی توانند درمورد سقط جنین یا سقط جنین صحبت کنند ، آموزش جامعه در مورد چرایی و چگونگی وقوع آنها را حتی دشوارتر می کند. و دور باطل ادامه دارد.

ما همچنین باید از این ایده خلاص شویم که صحبت در مورد عملکردهای بدن یا سلامت جنسی به نوعی بی ادبانه ، خودخواهانه یا چشمگیر است.

هنگامی که کنترل زندگی خود را در دست می گیریم – وقتی داستان های خود را تعریف می کنیم و داستان های خود را شکل می دهیم – خودمان را شیطان می کنیم. اگر این تصمیمات باعث ناراحتی دیگران شود ، ما خودخواه هستیم که در مورد بدن خود تصمیم می گیریم ، و در تصمیم گیری در مورد زمان ، چگونگی و چرا به اشتراک گذاشتن نتایج بارداری خودخواه هستیم.

این امر ما را به یک حقیقت بزرگتر درباره بارداری ، زایمان و به طور کلی مادری سوق می دهد: ما به عنوان یک جامعه ، از بی نظمی همه چیز کاملاً ناراحت هستیم. مردم نمی خواهند درمورد دردهای ایجاد شده توسط دولت در حین سقط جنین بشنوند ، همانطور که می خواهند در مورد نتایج خونین سقط جنین ، اجابت مزاج در هنگام زایمان یا شکم های پس از زایمان که از ورزش امتناع می کنند ، بشنوند. وقت آن رسیده است که دیگر تلاش برای رفع پیچیدگی های نابسامان تولید مثل را متوقف کنیم.

همانطور که شاعر و نمایشنامه نویس موریل روکایزر یک بار گفت: “اگر زنی حقیقت زندگی خود را بگوید چه اتفاقی می افتد؟ دنیا شکافته خواهد شد. “شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم در سراسر جهان هنوز نمی خواهند زنان در مورد نتایج بارداری خود صادق باشند.

اما سرانجام زنان شروع به گفتن حقیقت می کنند ، بخش عمده ای از زنان مانند مگان ، دوشس ساسکس و کریسی تیگن. همین امر را می توان در مورد زنان سیاه پوست و قهوه ای ، و همچنین در مورد مردان ترانس ، جوانان و افراد دگرباش جنسی که داستان سقط جنین خود را به اشتراک گذاشته اند ، دانست ، زیرا کاملاً می داند که با قضاوت ، آزار و اذیت یا بدتر از آنها روبرو خواهد شد.

زیرا حقیقت این است که ما قبل از بارداری با شلوار جین خود بیمارستان ها و مراکز زایمان را ترک نمی کنیم. ما همیشه بلافاصله در مه زندگی پس از زایمان عاشق نوزادان خود نمی شویم. تولد یک عمل عاشقانه نیست ، وابسته به چند انگیزه برازنده. هر بارداری با یک کودک به پایان نمی رسد. هر شخصی که باردار می شود دوست ندارد که باردار شود. زندگی یک فیلم نیست. افراد باردار یکپارچه نیستند. بدنها بی عیب نیستند.

[ad_2]

منبع: hero-news.ir

ایندکسر