[ad_1]

نزدیک به دو دهه پس از آنکه بروس بوچی جونیور اولین عشق خود را به دلیل ایدز از دست داد ، وی داستان عشق آنها را در پستی در یک شبکه اجتماعی با ده ها هزار غریبه به اشتراک گذاشت.

رستوران دار 54 ساله بوتزی ، همراه با عکس های یک جوان 20 ساله حیرت انگیز ، نوشت: “در یک روز فوق العاده گرم در ماه جولای ، ما تصمیم گرفتیم در گوشه خیابان 14 و خیابان 5 دیدار کنیم.” “تامی با موهای سیاه خود ایستاده بود ، چشمانش از سایه های سبز و آبی و لبخندی که در این تصویر می بینید برق می زد. همجنسگرایی بودن آن زمان سخت ، مهیج و پیچیده بود.”

“تامی ، من هر وقت در 14 و 5 می ایستم ، به تو فکر می کنم ، مهم نیست که چه فصلی در نیویورک باشد و خیلی بیشتر از آن. حدس می زنم زمان آن نیست بلکه کیفیت آن بسیار مهم است” در پیام بوچی “مهم نیست ، ما خیلی زود توسط شما دزدیده شدیم! تامی گرلا ، 18 ژانویه 1963 تا 24 ژوئن 1992. شما هیچ وقت اولین عشق های خود را فراموش نمی کنید ،”

بوزی در میان هزاران نفری است که خاطرات عزیزان خود را در حساب اینستاگرام یادبود ایدز به اشتراک گذاشته اند. اگرچه خاطرات افراد از دست رفته توسط ایدز غالباً در اول دسامبر به روز جهانی ایدز منتقل می شود ، اما این یادبود اجتماعی در طول سال از آنها تجلیل می کند. هر پست در صفحه اینستاگرام داستانی صمیمانه – و غالباً دلخراش – از شخصی را روایت می کند که در اثر بیماری که بیش از 32 میلیون نفر از زمان آغاز بیماری همه جان خود را از دست داده ، خیلی زود برده شد.

تاریخ پنهان را ذخیره کنید

بنای یادبود ایدز – ساخته شده توسط استوارت ، که در اسکاتلند مستقر است و برای محافظت از حریم خصوصی خود خواستار انتشار نام کامل وی نیست – بیش از 7000 داستان را به اشتراک می گذارد و از زمان معرفی در آوریل 2017 بیش از 150،000 پیرو کسب کرده است. د) در نشریات از تصاویر کسانی که از دست رفته اند به جای مربع لحاف یا آمار برای قرار دادن چهره در برابر همه گیری استفاده می شود.

استوارت گفت که نظرات خود را از سراسر جهان دریافت می کند ، اگرچه اکثریت آنها (75٪ تا 80٪) از ایالات متحده هستند. وی اظهار داشت كه آمریكایی ها در به اشتراک گذاشتن داستان های شخصی “بازتر ، آینده تر” هستند. درخواست های منظم نیز از انگلیس ، استرالیا ، کانادا و برزیل است.

ران سزه ، داوطلب یادبود ایدز ، گفت که حفظ تاریخ یکی از الهامات این یادبود است.

“اگر کتاب های تاریخ نمی خواهند در مورد ما بنویسند ، چگونه داستان های خود را تعریف کنیم؟ چگونه داستان های خود را به اشتراک بگذاریم؟ نسل بعدی چگونه از نسلی که پیش از آنها آمده است یاد می گیرد؟” او پرسید.

با بزرگ شدن حساب ها و پیروان ، سیس گفت: “ما در حال دیدن جامعه سازی هستیم.”

وی گفت: “ما شروع کردیم به دیدن کسی که درمورد پدر بیمار ، دوست عزیز و افرادی که می دانستند آن شخص با آنها در قسمت نظرات تماس می گیرد ، پستی ارسال می کند.” “قرار بود مقداری تجدید دیدار شود و دستیابی به آن ارزش دشوار است – به ویژه در عصر رسانه های اجتماعی.”

سسی گفت که بخشی از زیبایی های یادبود ایدز این است که این یک داستان غنی و مهم را برای جوانان در همان جایی که هستند به ارمغان می آورد: رسانه های اجتماعی.

وی گفت: “گروه كلی از افراد هستند كه زندگی را قبل از اینترنت نمی دانند – آنها هرگز زندگی بدون جدول زمانی را نمی دانند.” “اگر مردم در اینجا اطلاعات کسب می کنند و مردم هر روز در اینجا یاد می گیرند … پس ما باید با آنها ملاقات کرده و آنها را به آنها ارائه دهیم.”

“غم انگیزترین چیزی که من تا به حال احساس کرده ام”

بیشتر کسانی که تصاویر ارسال می کنند و داستان هایی را به اشتراک می گذارند ، مانند Bocci ، مورد علاقه افراد مبتلا به ایدز هستند. برخی پاراگراف ها را به اشتراک می گذارند ، در حالی که دیگران فقط چند کلمه را منتشر می کنند.

ماری خوزه در 21 نوامبر ، روز یادآوری فراجنسیتی ، داستان عموی خود بوریس را که در سال 1996 در 30 سالگی درگذشت ، به اشتراک گذاشت. خوزه فقط 7 سال داشت که بوریس ، یک مهاجر اکوادوری ساکن کوئینز ، نیویورک ، به دلیل عوارض ناشی از ایدز درگذشت.

“این دایی من بوریس است ، که بهترین لباس پوشیدن ، خنده دارترین و بی صداق ترین فردی بود که من در بزرگسالی می شناختم. کاش وقت بیشتری با [her]، “ژوزه در زیرنویس نوشت ، همراه با نمایش اسلایدی از تصاویر که نشان می داد بوریس لباس پوشیده و طیف جنسیتی را پوشانده است.” بوریس برایش جادو کرده بود [her] که به جادوگری ادامه می دهد. “

خوزه با استفاده از واژه اسپانیایی “جادوگر” گفت: “بوریس بهترین و بلندترین خنده را داشت ، به نظر می رسید مانند جت Times Square از دهه 90 است.” بوریس نیز Exotica را ترک کرد. [her] نام هنرمند و [she] او منگقه های نوک پستان و بیشترین لباس های غارت شده را پوشید. او برای گائودها لباس پوشید. “در حالی که خوزه از ضمیرهای مردانه برای مراجعه به عموی خود در این پست استفاده می کند و یادداشت می کند که عمویش در زمان حیات خود از ضمایر مردانه استفاده می کرد ، وی درخواست کرد که در این مقاله از ضمایر زنانه استفاده شود.)

در پایان کتیبه ، ژوزه روز تشییع جنازه بوریس و چگونگی “سقوط مونسون” را به خاطر آورد.

“من هنوز به یاد دارم [her] دوستان عجیب کودکی از بلوک ، 3 نفر از آنها دست یکدیگر را گرفته اند [her] سنگ قبر ، گریه. وی نوشت: “آنها آخرین کسانی بودند که رفتند.” به یاد دارم غم انگیزترین احساسی را که در زندگی کوچکم تجربه کرده ام احساس کردم ، تماشای آنها از پنجره ماشین ، ایستادن در زیر باران شدید و خداحافظی ، بدون شک ، با یکی دیگر از اعضای خانواده منتخب خود که در اثر ایدز از دست رفته بود. “

“من در بستر مرگم دراز کشیده ام”

در حالی که بیشتر پست های ایدز مربوط به از دست دادن است ، برخی مربوط به بقا و پایداری است. انتشار آرون هلووی متولد تگزاس ، که در 11 اکتبر ، روز انتشار ملی منتشر شد ، یکی از این نمونه هاست.

هالووی با بیان اینکه در آن زمان او فقط یک سالمند بود نوشت: “من در مرحله نهایی بیماری کلیوی تشخیص داده شدم. متخصص نفرولوژی گفت کلیه های من از بین رفته اند و دیگر هرگز ادرار نخواهم کرد.” “متعاقباً توسط پزشک دیگری در حضور مادرم همزمان با ایدز تشخیص داده شدم و بنابراین او را کنار گذاشتم. هرگز آنچه را که دکتر به من گفت فراموش نمی کنم:” بیدار شو! این ایدز است. تعجب کردی؟ “

هالووی گفت: “من هرگز به مادرم نگفتم كه همجنسگرا هستم و او هم نمی دانست.” “آنجا که در بستر مرگم دراز کشیده ام” ، باور کردم مادرم مرا رها خواهد کرد. او این کار را نکرد. “

هالووی گفت که پس از فقط یک ماه فرصت برای زندگی در مارس 2008 ، کلیه های او “به طور معجزه آسایی” دوباره کار کردند. هالووی نه تنها دوره لیسانس خود را به اتمام می رساند – با کمال تقدیر ، نه کمتر – بلکه به گرفتن مدرک کارشناسی ارشد نیز ادامه می دهد.

“می ترسم فراموش نشوم”

بیشتر داستانهایی که در یادبود ایدز به اشتراک گذاشته می شود مربوط به افراد LGBTQ است ، زیرا مردانی که با مردان و زنان تراجنسیتی رابطه جنسی برقرار می کنند بطور نامتناسبی تحت تأثیر اچ آی وی و ایدز قرار می گیرند. همانطور که گفته شد ، این یادبود همچنین شامل داستان های بسیاری در مورد افراد غیر LGBTQ است.

سیز گفت: “این به شما یادآوری می کند که این چیزی نیست که فقط بر همجنسگرایان تأثیر بگذارد.”

دبی ، یک زن ویرجینیای غربی است که دخترش رنی تیلور در 5 آگوست ، هفدهمین سالگرد مرگ دبی ، پست یادبود خود را به اشتراک گذاشت.

تیلور نوشت: “آخرین سخنان مبی من دبی که می خواست در بنای یادبود خود بخواند این بود:” من تو را دوست دارم ، قوی باش و هرگز مرا فراموش نکن “.

وی ادامه داد: “فکر نمی کنم مادرم از مرگ ترسیده باشد.” “او 11 سال برای مرگ آماده شده بود. هنگامی که در سال 1992 به وی اچ آی وی مبتلا شد ، هنوز حکم اعدام در نظر گرفته شد. چیزهای زیادی وجود داشت که ما نمی فهمیدیم.”

تیلور ابراز سپاس کرد که او و مادرش “اوقات با کیفیت زیادی را با هم گذرانده اند.”

او نوشت: “حتی اگر من یک نوجوان بی ادب بودم ، فهمیدم که چقدر وقتمان با هم ارزش داشت.” “من تمام تلاشم را کردم تا او حساب کند.”

پست تیلور با یک فکر تأثیرگذار شامل ماموریت یادبود ایدز به پایان می رسد.

وی با هشتگ # چه یادآوری می کند زندگی می کند نوشت: “من فکر می کنم مادرم از فراموش شدن می ترسید ، بنابراین من داستان او را به اشتراک می گذارم.”

NBC Out را دنبال کنید توییتر، فیس بوک و اینستاگرام



[ad_2]

منبع: hero-news.ir